وقتی چمدانش را به قصد سفر بست،نگفتم:"عزیزم ،این کار را نکن"نگفتم :برگردویکبار دیگربه من فرصت بده...
وقتی پرسید دوستش دارم یا نه،رویم را برگرداندم. حالا او رفته و من تمام چیزهایی را که نگفتم می شنوم.
نگفتم:عزیزم،متاسفم،چون من هم مقصر بودم. نگفتم:اختلاف را کنار بگذاریم ،چون تمام آنچه می خواهیم عشق و وفاداری و مهلت است...گفتم:اگر راهت را انتخاب کرده ای،من انرا سد نخواهم کرد.
حالا او رفته و من تمام چیزهایی را که نگفتم می شنوم.او را در آغوش نگرفتم و اشکهایش را پاک نکردم
نگفتم :اگر تو نباشی زندگی ام بی معنی خواهد بود ....فکر میکردم از تمامی آن بازیها خلاص خواهم شد. اما حالا
تنها کاری که می کنم گوش دادن به حرفهایی است که نگفتم.
نگفتم:بارانی ات را در آر...قهوه درست می کنیم و با هم حرف می زنیم.
نگفتم:جاده ی بیرون خانه طولانی و خلوت و بی انتهاست...گفتم:خدانگهدار موفق باشی خدا بهمراهت.
او رفت و مرا تنها گذاشت تا با تمام آن چیزهایی که نگفتم زندگی کنم....
پسر کوچکی برای مادربزگش توضیح می دهد که چگونه همه چیز ایراد دارد.:مدرسه،خانواده،دوستان
مادربزرگ که مشغول پختن کیک است ،از پسر کوچولو می پرسد کیک دوست دارد ؟و پاسخ پسر البته
مثبت است.
-روغن چطور؟
نه!
وحالا دو تا تخم مرغ.
نه مادر بزرگ
آرد چی؟از آرد خوشت می آید؟جوش شیرین چطور؟
نه مادر بزرگ !حالم از همه شان به هم میخورد.
بله همه ی این چیزها به تنهایی بد به نظر میرسند.اما وقتی به درستی با هم مخلوط شوند کیک خوشمزه ای درست میشود.خداوند هم به همین ترتیب عمل میکند.خیلی از اوقات تعجب میکنیم که چرا خداوند باید بگذارد ما چنین دوران سختی را بگذرانیم.اما او میداند که وقتی این سختی ها کنار هم قرار بگیرند نتیجه همیشه خوب است. ما تنها باید به او اعتماد کنیم.درنهایت همه این پیشامدها با هم به یک نتیجه ی فوق العاده میرسند.
باقی قضایا...امشب خیلی آدم رک ورو راستی شدم صفتی که در اکثر ایرانی ها نیست.حرف خیلی
جالبی واسه گفتن ندارم به جز چندتا توصیه که هیچ قصد وقرضی توش نیست.این چیزایی که میخوام
بگم واسه اینه که بین من وشما خدای نا کرده دلخوری پیش نیاد. راستش میخواستم از دوستان عزیزی
لطف دارن و وب منو می خونن و نظر می دن خواهش کنم که چند تا جمله رو به خاطر شخصیت
خودتو ن هم که شده بکار نبرید.اول از همه "خیلی دوستت دارم "و "وبت هم مثه خودت خوشگله"
"عزیزم در قلب منی و بیا وبمو ببین و خلاصه هر جور ابراز عشق و اینجور صحبت ها.مسئله بعدی
اینه که عزیزان لطف دارن میان وبو می بینن بعد هم مثل اینکه شخص من به کسی بدهکاره با نهایت
{....}مینویسن منو لینک کن و چه می دونم تو پیوند هات بذار و...خدایی ۱نظر گذاشتن که این همه
تشکیلات نمی خواد.اگه واقعا آدم اجتماعی یی هستی و میخوای ارتباط سالم برقرار کنی که
دیگه ما این حرفها رو با هم نداریم.بیاید نظر بذارین منم می ام وبتونو می بینم و نظر میدم اگه به نظرم
خوب بود که میگم خوبه و... واگه هم از نظرم عیبی داشت که خوب با اجازه تون عیبتون بهتون میگم.
حالا هم از اینکه وقت قشنگتون رو به من دادین و افتخار دادین! وبمو خوندین ممنونم و مرسی .
والسلام و نامه تمام......!!!!!!!