به قول حافظ: نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی...
من پیشاپیش سال نو و نوروز را به شما دوستان عزیز تبریک می گم..امیدوارم هر کجا که هستیدشاد و سلامت و پیروز باشید.سال خیلی خوبی را برای شما آرزو دارم.....
ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی ازاین باد ارمددخواهی،چراغ دل برافروزی
این قطعه ادبی که براتون می نویسمش نوشته ی خانم عرفان نظر آهاری هستش امیدوارم شما هم خوشتون بیاد در ضمن همینجا از تمام دوستانی که نتونستم بهشون سر بزنم معذرت می خوام....
تن آدمها تن پوش می خواهد و روح آ دمها روح پوش.
هر دو محتاج لباسند .لباسی که گرمشان کند.لباسی که پناهشان باشد.لباسی که...
خیلی ها اما این را نمی دانند.و روحشان لخت وعور وبی لباس می ماند.وچه روحها که از سرما یخ زده اندو چه روحها که از بی لباسی مرده اند!!!
تن پوش را می شود خرید و می شود قرض گرفت.و می شود به خیاطی سپرد تا آن را بدوزد.
روح پوش را اما از کجا باید آورد؟که هر تارش وهر پودش را باید خودت ببافی.به عشق وبه اشک ،به داغ وبه درد ،به صبر وبه سکوت.
وتازه آن لباس که به هزار قصه و به هزار غصه بافتی اش،لباس تا همیشه ات که نیست.لباس روح هم تنگ و کوچک می شود.لباس روح هم چرک و چروک می شود.
لباس روح هم پاره ،و کهنه می شود.لباس روح هم....
نه،این روح پوش نخ نمای وصله دار دیگر مرا گرم نخواهد کرد.باید لباسی از آتش بدوزم لباسی از آتش فشان.
باید لباسی از آفتاب ببافم.لباسی از عشق.از گدازه .از مذاب.بگذار،بروم .زمستان است و روحم لباس ندارد...
(پاورقی:درسته که دیگه زمستان داره تموم میشه اما هنوزم زمستان است چون ۲ هفته دیگه مونده.ولی بهار بهترین فرصته که واسه ی روح لباس بافت.)